همفکری بانوان

Blog title

# در این بخش میتونید از برنامه ها و اهداف آیندتون بگید، و با دوستانتون در این زمینه همفکری کنید.

# طرح مشکلات اخلاقی و رفتاری که با آنها مواجه هستید، بلا مانع است.

# این بخش جهت همفکری کاربران با همدیگه است. و چه بسا پیامها از سوی مدیران، بدون پاسخ بماند.
لذا با توجه به این مساله و نیز زیادی حجم پیامها، مواردی که نیاز به پاسخ مدیران دارند را در دیگر بخشهای مربوطه مطرح نمایید.

# مشکلات مربوط به خودارضایی رو در بخش «درخواست کمک» نیز میتونید مطرح کنید، و اونجا هم میتونید در کنار مدیران، به دوستانتون کمک کنید.

 

برگرفته شده از وبلاگ توبه 94 | همفکری بانوان

نظرات این مقاله

نظر شما
عکس العمل شما:

شکستهِ بال

16 تیر 1405 ساعت 16:49

سلام ممنونم جواب دادید من هم حرفام درمورد همین اعلام لغزش بود که خصوصی فرستادم پس چه فایده ای داره خصوصی پیام فرستادن؟؟جوابی از طرف شما به ما نمیرسه که بخونیم

کاش میشد جواب حرفامو ببینم و بخونم 🫠

اگر الان بخوام درمورد همین لغزشا صحبت کنم وکمک بخوام و از مشکلم حرف بزنم باید توی همین همفکری بیام یا برم درخواست کمک یا توی خصوصی چیطوریه؟؟

آزادی از بند✌️🤞

16 تیر 1405 ساعت 17:23

سلام،خواهش میکنم.

به امید خدا،در اینده بخش خصوصی به سایت اضافه میشه و کلی تغییرات دیگه قراره رخ بده.

باید تو بخش درخواست کمک سوالاتتون رو بپرسین.

 

شکستهِ بال

15 تیر 1405 ساعت 20:40

سلام تازه با سایت اشنا شدم و پیام نوشتم و گزینه ثبت نظر خصوصی رو زدم چطور بفهمم که پیامم جواب داده شده و جوابش کجا میاد؟؟ببخشید اگه همچین سوالی اینجا میپرسم

آزادی از بند✌️🤞

15 تیر 1405 ساعت 20:59

سلام خواهر گرامی؛‌ بخشِ خصوصی برای اعلامِ لغزش مناسبه.

 

متأسفانه تو بخشِ خصوصی، جوابِ کامنت رو نمیشه داد؛‌ چنین قابلیتی وجود نداره.🙃

 

اگر میخواین سؤال بپرسین و جواب بگیرین، باید تو بخشِ عمومی سؤال بپرسید و جواب بگیرین✨

سرو

14 خرداد 1405 ساعت 14:01

سلام منتظر جان

ممنونم از وقت و حوصله ای که میذاری برای جواب دادن به نظرها.

راستش خبر تازه ای نیست.

هم چند باری در ترک شکست خوردم حتی وقتی اصلا مایل به این کار نبودم. و غسل های متعدد کلافه ام کرده. 

هم خیلی غصه ی موهامو میخورم. یه دارویی هست که دفعه ی قبل هم دکتر دیگه ای برام تجویز کرده بود به اسم ماینوکسیدیل. اگه بخورمش دیگه نمیتونم باردار شم چون منع مصرف داره و وقتی هم قطع بشه همه ی موها دوباره میریزه. ببخشید این به موضوع سایت ربطی نداشت. ولی لطفا دعا کنین این دفعه دکتر جدید درمان بهتری رو پیش بگیره و جواب بگیرم.

و اینکه با کمک هوش مصنوعی یه برنامه ی ورزشی تدوین کردم تا ورزش رو شروع کنم. 

ولی خلقم پایینه.

مدام خودم رو ظاهری و دستاوردی با همسن هام مقایسه میکنم. 

روانپزشکم هم چندین ماهه میگه خلق پایینت طبیعیه. 

احتمال زیاد مورد دوقطبی ام. 

حس میکنم از هر نظر یه غول بی شاخ و دمم توی جامعه. 

روانپزشک اصرار به مشاوره با روانشناس هم داره اما هر روانشناسی من دیدم یه سری جمله ی زرد رو تکرار می کردن یا راهکارهای خانمان برانداز می دادن. اونم با دستمزدهای میلیونی. منم با خوشحالی این روند استرس زا رو قطع کردم. 

مشکل فقط اینجاست که مادرم ازدواجم رو مشروط به نظر روانپزشک و روانپزشک هم مشروط به نظر روانشناس کرده! همه دارن برای من تصمیم می گیرن! و من اعتماد به نفس وایسادن جلوشون رو ندارم! 

بگذریم که خودم هم تا وقتی متناسب نشم و موهام سر و سامون نگیره میخوام موردها رو رد کنم. 

یعنی کی نوبت من میشه؟ خدا می دونه. 

طولانی شدن دعا یه وقتایی همه ی پیش فرض های ذهنی آدمو به هم می ریزه. 

در مورد همخونه بودن با آدم های شل دین هم، گاهی می بینم رفتارهای مادرم روم اثر گذاشته. بیخیالی هاش نسبت به حق الناس، نماز، و... فکر کن من وسواس شدید دینی دارم، اون هم بی خیالی شدید. مثلا وقتی بهش میگم غیبت نکن یا یه دستی رانندگی نکن و سبقت نگیر، فوری اون از من طلبکار میشه یا نهایت میگه به تو چه. 

متنفرم از آدم هایی که هم نماز میخونن و هم غیبت می کنن. 

من خودم از وقتی افسردگیم شروع شد نماز نخوندم مگه جسته گریخته. ولی حواسم به غیبت هست. یعنی به موارد انسانی و اخلاقی حواسم جمع ه. 

مشکلی که هیچوقت تو ذهنم حل نشده خیانت مادرمه که وقتی نوجوون بودم فهمیدم. اخیرا چند بار چتش با اون طرف رو نشونم داده که رسمی حرف میزنن ولی من تو کتم نمیره. انقدر بی وقت از خونه بیرون میره که برام باورپذیر نیست. حتی شک دارم که با خواستگار سابق من هم در رابطه است چون یه بار یه قرار دو نفره بدون اطلاع من باهاش گذاشته بود بین جلسات ما. و کلا مستعده. 

برادر بزرگم هم که به من تعرض کرده و اخیرا حرفای ناجوری پیامی فرستاده بود که من دیگه پیاماشو نگاه نکردم. یه مشاور از سایت پرسمان بهم گفت وقتی خواست برگرده ایران، تو از وکیل حکم بگیر تا بفهمه قانونی اقدام می کنی. 

میخوام بگم چقدر شرایط خانوادگی ام افتضاحه. درباره پدرم هم ترجیح میدم کلا صحبت نکنم. 

متاسفانه امکان استقلال مالی و مکانی هم ندارم چون پول زیادی جمع نکردم و درآمد هم ندارم. :( 

یعنی چند ساله توی بن بستم. موهام نمیریخت جای تعجب داشت. ولی این حق من نبود هم سلامتی ام هم زیبایی ام هم خانواده رو با هم و یکجا نداشته باشم. 

یعنی خدا همه ی این بلاها رو به خاطر این گناه سرم اورده؟ 

بعیده! 

این همه دختر همه چی تموم رو می بینیم که انواع دوستی با جنس مخالف هم دارن. خدا با موها و خانواده شون عذابشون نکرده. 

راستشو بگم فکر می کنم و مطمئنم بدبخت تر از من توی دنیا نیست. اطرافیانم از یه مشکلاتی می نالن که دلم میخواد بگم شما دیگه چقدر دلتون خوشه. 

چند بارم خواستم نماز رو شروع کنم، همون اطرافیان گفتن از نماز توقع معجزه نداشته باش. فقط به عنوان وظیفه بخون. 

نمیدونم هدفشون از این حرف چی بود ولی دیگه به نماز هم حسی ندارم. اگه قراره کمکم نکنه و فقط تکلیف باشه، پس ارزشش از تکالیف فارسی و ریاضی دبستان هم کمتره چون اونا فایده داشتن. 

من به امید معجزه زنده ام. 

:) 

منتظر

19 خرداد 1405 ساعت 18:56

سرو عزیزم

سلام❤️

اسم سرو واقعا برازندته

تو واقعا دختر خیلی قوی‌ای هستی ...🌱

حجم زیادی از درد و فشار رو داری همزمان تحمل میکنی و طبیعیه که خسته باشی و حتی گاهی احساس ناامیدی کنی

ولی سرو عزیزم تو دختر محکمی هستی و می‌تونی خودتو از زیر دردا نجات بدی

وقتی سال‌ها تو محیطی پر از تنش و بی‌اعتمادی یا آسیب زندگی می‌کنیم، کم‌کم روحمون زخمی میشه

وقتی حرفاتو می‌خونم می‌بینم بخش زیادی از رنجت فقط مربوط به خودارضایی و موها یا حتی افسردگی نیست و بلکه زخم‌های عمیق‌تری هم وجود داره که نیاز به رسیدگی دارن

درباره روانشناس حق داری از تجربه‌های بد قبلی ناراحت باشی ولی همه درمانگرها شبیه هم نیستن و روان‌شناس‌های خوب هم پیدا میشن

اگه روانپزشکت همچنان روی مشاوره تأکید داره شاید ارزشش رو داشته باشه که این بار با دقت بیشتری دنبال فرد متخصصی بگردی مخصوصا کسی که تو زمینه افسردگی و وسواس یا تروما تجربه داشته باشه

یه چیزی هم تو حرفات جلب توجه میکنه اینکه بارها از موها، ازدواج، خانواده و آینده گفتی اما از خودت هیچی

پس سرو چی؟ سرو از تک تک اینها مهمتره

انگار همه تمرکزت روی حل کردن ده تا مشکل بزرگه و شاید فعلا بهتر باشه فقط روی یه قدم کوچیک تمرکز کنی مثلا همین برنامه ورزشی که نوشتی، به جای اینکه هدفت این باشه که حال روحی و موها و ازدواج و کل زندگیت یکجا درست بشه فقط هدف این هفته رو انجام دادن ورزش و یکم مراقبت از خودت قرار بدی

لازم نیست بار اشتباهات مادرت رو روی دوش خودت حمل کنی

اینکه تو از بعضی رفتارهاش ناراحتی یا نمی‌تونی هضمشون کنی کاملا قابل فهمه اما تو مسئول انتخاب‌های مادرت نیستی

در مورد برادرت هم چیزی که تجربه کردی شوخی نیست بلکه خیلی سخته خیلیی

اگه هنوز از پیام‌ها یا رفتارش احساس ناامنی و اضطراب یا فشار می‌کنی حق داری برای خودت مرز تعیین کنی و از خودت محافظت کنی

هیچ‌کس صرفا به خاطر نسبت خانوادگی حق نداره حریم تو رو نقض کنه

عزیزم می‌تونی از الان برای خودت شروع کنی به ساختن یک زندگی بهتر

میتونی کم کم مهارت یاد بگیری و کم کم به استقلال مالی برسی و مهم اینه شروع کنی

با شروع کردن تغییرها هم اتفاق میفتن ...

عزیزم یادت باشه سرو از هرکس و هرچیزی مهمتره

سرو لایق زیبایی‌هاست

تجربه‌هایی که پشت سر گذاشتی واقعا راحت نبوده ولی تو نشون دادی محکمی

شروع کن به تغییر و ساختن و البته به خودت زمان بده و توقعتو از خودت تو آغاز مسیرت بیار پایین

مطمئنم خبرهای خوبی ازت میشنوم ان‌شاءالله❤️

سرو

02 خرداد 1405 ساعت 23:05

سلاام

ظاهرا دسترسی به سایت باز شده 🤩

سرو

07 اردیبهشت 1405 ساعت 03:50

دیروز یه ردیاب عادت توی گوشی ام نصب کردم و روز اول پاکیمو علامت زدم. ولی طبق معمول انگار یه چیزی مجبورم کرد چون یه روز پاکی دارم، روز بعدی رو خراب کنم. حتی با اینکه زیاد تمایلی نداشتم. شاید اگه نماز میخوندم وضعم بهتر بود ولی تا میخوام بخونم یاد یه سری احادیثی میفتم که ناراحتم کردن و می بینم اصلا از دین بدم میاد. مثلا احادیثی که نقل به مضمون میگن خدا مجردها رو دوست نداره... الان هم که دارم این کامنت رو می نویسم اذان صبح شده. ولی من چون پاک نیستم نمیتونم نماز بخونم. میدونم هم که الان از روی جوگیری میخونم اگه بخونم، و فردا ظهر باز وسوسه و تنبلی ام میگیره. تو خونه ی چهار نفره ی ما جز من دو نفر نماز نمیخونن و یه نفر هم گاهی که حال نداره نمیخونه. اینکه بگم کاش یه خانواده ی متدین واقعی داشتم بهانه است؟ هیچوقت فکر نمیکردم اونی که باید یه تنه برای دینش بجنگه من باشم. آخرشم کاش نبازم. 

منتظر

13 خرداد 1405 ساعت 21:01

سلام عزیزم♥️

دین ما واقعا زیباست

هر حدیثی برای شرایط و موقعیتیه نه که برای هر شرایطی باشه

اصلا بعضی حدیث‌ها سندیت ندارن هرچند که خیلیم مشهورن و تو جامعه استفاده میشه

دین اسلام رو باید مثل یه پازل باید دید که تکه‌هاش کنار هم معنی میدن و هر تیکه جداگانه شاید مفهموم درستی رو بهمون منتقل نکنه

عزیزم این خصلت آخرالزمانه، درسته بودن تو یک خونواده متدین کار رو شاید برامون راحت کنه ولی دلیل هم نیس که اونایی که خونواده متدین دارن خدایی ناکرده راه گم نکنن یا اونایی که خونواده‌شون متدین نیس نتونن تو راه درست باشن 

تو انسان آگاه و عاقلی هستی و میتونی مسیر درست رو پیدا کنی و در اون مسیر گام برداری

از خدا فاصله نگیر، تو هر موقعیتی سعی کن بری سمتش

ان‌شاءالله که عاقبت بخیر شی🌱

یه خبر از خودت بده گل دختر

سرو

07 اردیبهشت 1405 ساعت 03:42

و سلام و سلام

دوستان به نظرتون اگر برم دکتر پوست و مو برای ریزش موهام، بهش بگم که به این گناه هم مبتلا بودم؟ نکنه اشتباه تشخیص بده و تجویز کنه در حالی که علتش فقط همین بوده باشه. ولی واقعا و اصلا روم نمیشه بگم. چطوره اول ترک کنم و چند ماه بگذره بعد برم دکتر؟ یه مدت که بگذره شاید موهام برگرده و معلوم شه از همین بوده. 

منتظر

12 خرداد 1405 ساعت 19:54

سلام

لازم نیست به دکتر چیزی بگی

اصولا قرص خاصی نمیدن، ویتامین و مکمل و اینجور قرصای تقویتی میدن که برای جبران عوارض خ.ا هم خوبه کمکت میکنه

در کنارش ترک هم بکن که کنار هم عالیه

پاکیت ابدی 

سرو

07 اردیبهشت 1405 ساعت 03:39

شکست بیخود و بی جهت...

اونم وقتی میخوام کامل ترک کنم و اثر ترک رو روی بهبود وضعیت ریزش موهام ببینم... 

این دفعه به حداقل ده روز میرسونم...

من می تونم... 

بعد از ده روز هم مجوز انجامش رو ندارم...

اون لحظه ی حال بهم زن پشیمونی رو باید یادم بمونه... 

آدمای پاک و درست و نابی که دیدم...

میخوام شبیهشون بشم...

میخوام بشم یکی از اونا...

اونقدر که یادم نیاد یه روزی چجور آدمی بودم...

یا فقط یه شکرگزاری بابت تغییر تو وجودم باشه و بس...

منتظر

12 خرداد 1405 ساعت 19:49

سلام رفیقم❤️

اول از همه بدون که یه لغزش به معنی از بین رفتن تمام زحماتت نیست چیزی که مهمه اینه که بعد از شکست چه برداشتی ازش می‌کنی

فقط یه نکته رو یادت باشه سعی نکن انگیزه‌ت فقط فرار از حس پشیمونی یا دیدن نتیجه روی موها باشه بلکه این‌ها می‌تونن کمک‌کننده باشن ولی چیزی که موندگاره ساختن سبک زندگی جدیده

یه برگه بردار و دقیق بنویس

قبل از لغزش چه اتفاقی افتاد؟

چه فکری از ذهنت گذشت؟

چه احساسی داشتی؟ (استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، خستگی و...)

دفعه‌ی بعد در همون شرایط چه کار دیگه‌ای می‌تونی انجام بدی؟

این کار باعث میشه به جای جنگیدن با خودت الگوی لغزش‌هات رو بشناسی که خیلی می‌تونه کمک کننده باشه

و یه نکته مهم اینکه هدفت فقط ۱۰ روز نباشه بلکه هدفت این باشه که هر روز مهارت مدیریت وسوسه رو تمرین کنی چون وقتی روی مهارت تمرکز می‌کنی عددها خودشون میرن بالا

یادت باشه اون آدم‌ها که بهشون میگیم پاک و درست، یک‌ شبه به اونجا نرسیدن 

پس به جای اینکه مدام به شکست قبلی نگاه کنی روی انتخاب بعدی تمرکز کن

پاکیت ابدی 

سرو

18 بهمن 1404 ساعت 11:27

بچه ها قاطی پستای پرونده اپستین دیدم یه آقایی می گفت این قدرتا حتی موقع تماشای فیلم های مستهجن توسط افراد، سابقه بازدید و دوربین گوشی ها رو ضبط می کنن تا بعدا علیه افراد استفاده کنن. اگه ما شخصیت مهمی شدیم چی؟ چی میشه؟ 🥲

منتظر

27 بهمن 1404 ساعت 12:17

سلام گلم❤️

تو با خدا ببند، خدا آبروی آدما رو حفظ می‌کنه

اپستین یا هر آدم کثیف دیگه‌ای نمیتونه جلو خدا وایسته، قدرت هیچ ابرقدرت کثیفی به خدا نمیرسه

اشتباه کردیم؟؟ بله ولی اگه برگردیم سمت خدا، خدا ما رو در آغوشش میگیره و ولمون نمی‌کنه

آبرو و عزت آدما دست خداست اونیکه خدا بخواد بالا ببره همه دنیا هم جمع بشن نمیتونن زمینش بزنن

فقط اینو یادمون باشه که بخاطر خودمون سرنوشت‌ و آینده‌ی کسی رو قربانی نکنیم

پاکیت ابدی 

سرو

16 بهمن 1404 ساعت 21:13

سلام دوستان. 

عیدتون مبارک.

چند روزیه دلم گرفته. فکر می کنم دیگه یه دختر پاک و سر به زیر مذهبی نیستم. به خاطر گناهایی که توی اینترنت کردم. هیچوقت یادم نمیره. و بین من و اون کسی که هیچوقت گناه نکرده فرق هست حتی اگه توبه کنم. یعنی همسر پاکی قسمتم میشه اصلا؟ 😪🥲🫠

راستی چشمم افتاد به تاریخ این پست و ساخت سایت که ۴ سالی ازش گذشته ولی با فعالیت نسبتاً کم. کاش منم حد نصاب پاکی رو داشتم می تونستم کمکی بکنم. تا جایی که یادمه شرط کمک به ادمین ها حد نصاب پاکی بود. خدا قسمت کنه 🌿🥲

منتظر

27 بهمن 1404 ساعت 11:27

سلام سرو عزیزم❤️

سرو عزیز خدا گفته میبخشم و فراموش میکنم و فرقی نیس حالا من و تو کی باشیم که بگیم هست؟؟

حساب و کتاب خدا با ما زمینیا متفاوته

ما چون خودمون نمیتونیم بگذریم و فرق میزاریم فکر می‌کنیم خدا هم مثل ماست

ان‌شاءالله یه همسر خیلی خوب نصیبت بشه🌱

ان‌شاءالله به زودی میای و کمکمون میکنی که به کمک نیاز داریم

پاکیت ابدی 

 

سرو

14 دی 1404 ساعت 20:51

ممنونم از همفکری تون دوستان 🌿🌟

منتظر

09 بهمن 1404 ساعت 19:24

❤️🌹

بدبخت خدا زده

05 دی 1404 ساعت 20:32

سلام 

به دوست عزیزمون سرو

عزیزم، من هیچ وقت اینستا نداشتم و هیچ وقت هم احساس نمی کنم از دنیا عقب موندم.

اتفاقا اونایی که بیشتر توی فضای مجازی ان، از دنیای دور و برشون عقب می مونن نه اونایی که کنارش میذارن

اگه فرد یا افراد خاصی هم توی این مورد روی تو تاثیر گذارن، باید انعطاف پذیریتو در مقابلشون کمتر کنی و از راه خودت کوتاه نیای

منتظر

12 دی 1404 ساعت 12:20

👌🌱

سرو

17 آذر 1404 ساعت 01:10

سلام ⚘️

هر بار میرم اینستاگرام تهش به حذف کردنش می رسه.

چون بخوام نخوام نگاه نادرست یا هدر دادن وقت توش هست.

ولی اینطوری از دنیا و خبرهاش و جو جامعه عقب نمی مونم؟ 

اگه بخوام کلا فیلترشکن نداشته باشم که یوتیوب هم حذفه.

خودم راضی ام ولی یهو آدم می بینه از حتی جو مذهبی ها دور افتاده. :( 

منتظر

18 آذر 1404 ساعت 15:54

سلام

خاصیت اینستاگرام همینه که من و تورو انقدر درگیر زندگی بقیه بکنه که از زندگی خودمون غافل بشیم

انقدر ظاهر قشنگ ولی فیک زندگی بقیه رو ببینیم که قشنگی‌های واقعی زندگی خودمون رو نبینیم

کدوم جو جامعه؟؟ جوی که همه درگیر حرص زدن و حسرت خوردن برای داشته‌های تو خالی بقیه هستن؟؟ جوی که فقط تو رویاهاشون تلاش میکنن؟؟

تو مسیر خودتو برو مسیری که یه زندگی خوب برای خودت بسازی 

میتونی از فیلترشکن به صورت کنترل شده و فقط برای دیدن محتواهای مفید در یوتیوب استفاده کنی

اون جوی که تأثیر منفی برات داره حتی اگه از جمع مذهبی هاهم باشه باید مدیریت کنی

پاکیت ابدی 

سرو

27 آبان 1404 ساعت 11:42

سلام

 

ممنونم از توصیه های منتظر عزیز

 

یه سوال داشتم شما هم با والدینتون درگیر هستید؟ 

 

بخصوص دخترهای مجرد با رفتارهای مادر. بخصوص اگر زمان بیشتری داخل خونه اید. 

 

من ۲۶ سالمه و مجردم. مادرم رفتارهای معیوب تکرارشونده ای داره مثلا از محتوای چت های من سوال می کنه، در اموری مثل خواستگاری دخالت شدید میکنه مثلا با طرف میره بیرون، چیزهایی که می دونه من ناراحت میشم رو مدام به زبون میاره و...

 

چیزی که مطمئنم اینه که ابدا تغییر نخواهد کرد.

 

از طرفی من هم تا حدی درونگرا ام هم مبتلا به اختلال خلقی و خیلی نمی تونم آدمی باشم که میره بیرون و خودشو بیرون سرگرم می کنه. حداقل فعلا ابتدای درمانم. 

 

با این شرایط خیلی دارم فرسوده میشم. دائم روح و جسمم در تنشه اونم به خاطر مادر. 

 

به نظرتون چیکار می تونم بکنم؟ 

 

این فعالیت هایی که گفتید رو نمی تونم انجام بدم دائم مثل یک لاک پشت یا خارپشت در خودم پیچیده شدم.

 

مادرم تاکید داره مدیر خونه است و غالبا هم قهره. و انگار خونه قلمروی اون شده. و حریم شخصی من هم همینطور.

 

از مشاور به شدت بدم میاد... انگار کل هفته امو میگیره فکرش و دستورالعمل هاش. لطفا پیشنهاد مشاور اصلا ندید امتحان شده است 😅 :)

 

و اینکه آیا مادر من فقط اینطوریه؟ 

 

جلوی دخالتاشون وایسیم مصداق عاق والدینه؟ 

 

( سرو هستم لطفا اگه با این اسم درج میشه ثبت بفرمایید ☆ )

منتظر

30 آبان 1404 ساعت 14:01

سلام سرو عزیزم

خیلی‌ها مخصوصاً وقتی دختر مجرد هستن و بیشتر خونه‌ن با همین سبک رفتارهای مادرشون درگیر می‌شن

این فقط مشکل تو نیست ولی خب شدت و مدلش برای هر کسی فرق می‌کنه

مرزبندی محترمانه هیچ‌وقت بی‌احترامی یا عاق‌والدین نیست

بی‌احترامی اینه که داد بزنی توهین کنی یا تحقیر کنی

ولی این‌که آروم و شمرده مثلا بگی که مادرم ممنون که بهم مشورت میدی و به فکرمی ولی اجازه بده خودمم تصمیم بگیرم

یا

وقتی از چت‌هام میپرسی اذیت می‌شم

این یعنی بالغی نه بی‌ادب

برای خیلی از مادرها سخت قبول کنن که دخترشون بزرگ شده و حریم می‌خواد

بیشتر امنیت‌طلبی و نگرانیه تا بدذاتی ولی این نگرانی نباید باعث آزار تو بشه

تو حق داری آرامش داشته باشی

می‌فهمم الان حالت این نیست که بری بیرون با کسی معاشرت کنی یا فعالیت سنگین انجام بدی همین که داری وضعیت رو بررسی می‌کنی یعنی یک قدم جلو رفتی

اگر بخوام یک توصیه کاربردی بگم:
تو اول باید حریم ذهنی و احساسی‌تو بسازی حتی اگر نتونی حریم فیزیکی بسازی

این یعنی بعضی حرف‌ها رو رد کنی، بعضی رو جواب کوتاه بدی و بعضی رو اصلاً وارد ذهنت نکنی

این دفاع از خودته نه جنگ با مادرت

می‌دونم نمی‌خوای پیش مشاور بری و احترام می‌ذارم

ولی بدون تو تنها کسی نیستی که این تجربه رو داری و اتفاقا آدم‌هایی مثل تو زیادن

نمیشه مادرت رو تغییر بدی ولی می‌تونی خودتو تغییر بدی

هرگز بی‌احترامی نکن ولی مودبانه از حریم خصوصی خودت دفاع کن و سعی کن رابطه‌تون رو داوطلبانه بهتر کنی

از درون خودتو قوی‌تر کن ، زندگی خیلی می‌تونه بی‌رحم‌تر هم باشه نبايد زود بشکنی

یه بنده خدائی

20 آبان 1404 ساعت 05:58

سلام رفقا.تونستم به 286 روز پاکی برسم

البته لغزش هم داشتم ولی تا آخر نرفتم

#رهایش میکنم

منتظر

20 آبان 1404 ساعت 19:41

سلام

ماشاءالله

۲۸۶ روز یعنی کلی مسیر رشد و مجاهدت🌱

خوبه که ادامه ندادین و شکر که تصمیم گرفتین محکمتر ادامه بدین

خدا خودش فرموده: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»

پس با قدرت ادامه بدین

پاکیتون ابدی

سرو

19 آبان 1404 ساعت 20:59

سلام...

وقتی یه مدت انجامش نمی دم انگار خمارم.

وقتی مرتکب میشم انگار چشمم باز می شه.

درست مثل موادی ها شدم.

طبیعیه؟

چیکار کنم؟ 

کِی درست میشه؟

( لطفا اگه اسمم سرو درج شده ثبت کنید... )

منتظر

19 آبان 1404 ساعت 21:38

سلام گل دختر

بله طبیعیه

ببین وقتی مدتی خودارضایی نمی‌کنی مغزت از ماده‌هایی مثل دوپامین محروم می‌مونه چون قبلش بارها از این مسیر بهش پاداش داده بودی (بیش از نیاز بدن)

حالا وقتی اون پاداش قطع میشه بدن و مغزت دقیقا مثل کسی که از مواد فاصله گرفته واکنش نشون میده:

بی‌قراری، وسوسه، خستگی، بی‌حوصلگی، حتی حالت خماری

و وقتی دوباره انجامش می‌دی یه‌هو مغزت پر از دوپامین میشه و حس می‌کنی انگار چشم باز شد یا حتی آرامش برگشت اما اون فقط آرامش مصنوعی مغزه نه واقعی

اما خبر خوب اینکه مغزت قدرت ترمیم داره

اگه چند هفته مداوم مقاومت کنی گیرنده‌های دوپامین دوباره تنظیم می‌شن و حالت طبیعی بدن برمی‌گرده معمولاً بعد از دو ماه میل و احساساتت طبیعی‌تر و سالم‌تر میشه

برای اینکه این دوره راحت‌تر بگذره:

1. ذهن رو مشغول کن: ورزش، کار فکری، یادگیری یا حتی کار دستی

2. محرک‌ها رو حذف کن: هر چیزی (تصویر، خیال، پیج یا فیلم) که مغزت رو تحریک می‌کنه

3. دفع انرژی سالم: ورزش منظم مخصوصا کار با وزنه یا دویدن

4. دعا یا ذکر وقت وسوس

5. صبور باش: هر بار مقاومت مغزت رو قوی‌تر می‌کنه

پاکیت ابدی 

بدبخت خدا زده

14 مهر 1404 ساعت 17:52

اگه ازدواج نکردین زیادم ناراحت نباشین، بعضی وقتا تو روند ازدواج پدر و مادر خود آدم یه بلایی سرش میارن که آرزوی مرگ می کنه

من چکار کنم که پدر و مادرم خوب بشن باهام آخه؟ 

منتظر

15 مهر 1404 ساعت 06:14

سلام

 

چیزی که من از حرفات متوجه شدم اینه که تو پروسه‌ی ازدواجی و خونواده موانعی رو سر راهت گذاشتن

نمیدونم مشکل چیه که اگه تونستم بهتر راهنمایی کنم

اول از همه اینو بدون که پدر و مادرت دوست دارن ولی احتمالا بلد نیستن درست ابرازش کنن و اگر سخت گیری می‌کنن به ظن خودشون دارن ازت مراقبت می‌کنن و با توجه به جامعه‌ای که توش زندگی می‌کنیم اونها هم حق دارن بیشتر نگرانت باشن ، اون‌ها فقط بلد نیستن درست ابراز محبت کنن و درست بهت منتقل کنن که براشون مهمی و نگرانتن پس سعی کن تو متوجه این باشی هرچند میدونم که گاها سخت‌گیری‌ها چقدر می‌تونه آزاردهنده باشه و بهت حق میدم

تفاوت نسلی که وجود داره و تفاوت دیدگاه‌ها باعث میشه همچین مشکلاتی پیش بیاد ، دوره‌ای که ما توش زندگی می‌کنیم با دوره‌ی زندگی اون‌ها کاملا متفاوته

سعی کن به نگرانی‌هاشون احترام بزاری و درکشون کنی

شرایطش رو فراهم کن و در یه موقعیت آروم باهاشون حرف بزن و بهشون بگو برات خیلی مهمه که نظرشون رو بدونی ولی اینم بگو که اجازه بدین که برای زندگیم خودمم تصمیم بگیرم

البته وقتی حتی باهاشو​​​​​​​ن مخالفی احترام رو نگه دار که اینطوری هم دل خودشون نرم‌تر میشه هم بهت کمتر سخت می‌گیرن

 

 

 

 

بعضی وقتا بحث مستقیم نتیجه نمی‌ده و بهتره روی جاهایی که اختلاف خیلی شدیده کمتر وارد بحث بشی و روی موارد مشترک تمرکز کنی

 

 

و اگر کسی در خانواده یا فامیل هست که حرفش روی والدینت اثر می‌ذاره و باهاشون ارتباط خوبی داری و میدونی که می‌تونن دکت کنن و کمکت کنن می‌تونی از اون‌ها کمک بگیری که واسطه بشن

برات بهترین‌هارو آرزو میکنم

 

 

 

 

 

منتظر

01 شهریور 1404 ساعت 12:44

سلام به همه

لطفا یه سر به این لینک بزنین و چند دقیقه‌ای از زمانتون رو که خیلی ارزشمنده صرفش کنین که برامون خیلی مهمه

ممنون از همراهی همیشگیتون🙏🌱

بدبخت خدا زده

10 مرداد 1404 ساعت 11:05

سلام 

به دوست خوبم یسنا جان: ببین وقتی که تنها هستیم، البته با اطلاعاتی که من به دست آوردم، این شکلی باید عمل کنی که حواس پنجگانه ات رو درگیر کن

مثلا یه آهنگ بذار برای خودت و همراه اون ورزش کن ، یا یه فیلم سرگرم کننده بذار که چشم و گوشت درگیر اون بشه و همزمان یه چیزی بخور

خلاصه هر کاری که میدونی حواس پنجگانه ات رو حسابی درگیر خودش می کنه انجام بده و اینجوری ناجی خودت باش✨

منتظر

12 مرداد 1404 ساعت 11:50

در واقع ذهن رو نباید بزاریم بیکار بمونه👌

یسنا.

07 مرداد 1404 ساعت 17:12

سلام بچه ها من فهمیدم که تنهایی خیلی روم اثر داره و هر چقدر هم می‌خوام جلو خودمو بگیرم بازم نمیشه و توبه ام رو میشکونم چکار کنم وقتای تنهایی؟ 

 

یکی هم اینکه وقتایی که عذر شرعی دارم هم خیلی راحت تر میرم سمت خ ا ولی زمانی دیگه کمتر شاید به خاطر نماز خوندنم باشه نمی‌دونم 

 

من چکار کنم هر وقت تنها میشم با اینکه می‌دونم ولی بازم تنبلی میکنم و نه پا میشم برم جایی که تنها نباشم نه چیزی چکار کنم آخه من

Ashkan.rus

09 مرداد 1404 ساعت 15:51

درود و سلام 

ببینید چون شکل گیری اعتیاد شرایط خاص خودشو داره و مسیر های عصبی مربوط به اون اعتیاد در ذهن شکل میگیره و شرطی سازی میشه حالا با چیزهای مختلف مثل تنهایی مثل گوشی یا هرچیز دیگری این کاملاً طبیعیه که شما زمان تنهایی تحریک بشید و به سمتش شوق داده بشید در وهله اول یاد بگیرید علتش چیه و در وهله دوم راهکار براش پیدا کنید 

من توصیه می‌کنم برای زمان تنهایی برنامه داشته باشید یکی از این تکنیک ها گول زدن ذهنه به این صورت که به خودتون تلقین میکنید شما تنها نیستید و یه نفر همین الانش داره نگاهتون می‌کنه و اون خداست شاید در ظاهر خیلی ساده به نظر برسه اما کاربردیه و توصیه می‌کنم انجامش بدین 

یکی دیگه از تکنیک ها دوری از سرنخ هاست ، ببینید خیلی از اوقات ما فکر می‌کنیم که داریم دور میشیم اما در واقع نزدیک انبار بنزینیم و هر لحظه ممکنه با یه کبریت همه چی نابود بشه بخاطر همین سعی کنید وقتی تنها هستین از همه سرنخ ها دور باشید و یه برنامه خوبی داشته باشید مثلاً گیم زدن می‌تونه خوب باشه یا موزیک گوش دادن می‌تونه گزینه خوبی باشه یا حتی فیلم دیدن، سعی کنید از بین کارایی که گفتم انجام بدین چون حالا بخاطر دلایل علمی و ترشح هورمون دوپامین میتونن جایگزین جالبی برای خودارضایی باشن 

af

01 مرداد 1404 ساعت 22:44

کسی که ۱۶ سال درگیر و الان ۲۷ سالشه میتونه ترک کنه؟ 

شنتیا

02 مرداد 1404 ساعت 22:40

سلام و خدا قوت شب شما بخیر باشه 

بله می‌تواند ترک کند اما باید برنامه ترک رو داخل سایت با توجه نسبتاً خوبی ادامه بدهد و از تلاش برای ایجاد تغییر کوتاه نیاید. 

 

اینکه عرض کردم کوتاه نیاید به چه معنی است؟

یعنی فرد اگر که نگاهش در حد چند ثانیه به خطا برود اما چون از ترک کردن کوتاه نمی‌آید و عقب نمی‌نشیند،پس به این اتفاق اجازه نمی‌دهد که او را شکست دهد.

 

براتون از خداوند توان وافر در مسیر ترک رو خواهانم.

بدبخت خدا زده

23 تیر 1404 ساعت 07:48

دوستان، نظرتون در مورد اینکه یه دختر بره سر کار چیه؟ محیط کار طوریه که با نامحرم های زیادی ارتباط دارم و می ترسم از این موضوع 

هر چی دو دو تا چار تا می کنم می بینم اگه نرم خیلی بهتره، مخصوصا اینکه یه خواب بد هم دیدم در موردش

وضعیت اقتصادیمون اینطوریه که پدرم به زور خرجمون رو میده و به خاطر همینم ترغیب شدم برم سر کار ولی الان خیلی دو دلم 

منتظر

02 مرداد 1404 ساعت 16:39

سلام

کار کردن خانم‌ها به نظرم هیچ مشکلی نداره به‌شرطی که یک سری مسائل رعایت شه
لازمه که چن تا نکته رو بهشون توجه کنی

ارتباط با نامحرم اگر در چارچوب حریم شرعی و حرفه‌ای باشه مشکلی ایجاد نمی‌کنه
خیلی از خانم‌ها در مشاغل مختلف مشغولن و با رعایت حدود شرعی به خوبی تونستن هم ایمانشون رو حفظ کنن هم در اجتماع مفید باشن

تو می‌تونی قوانینی برای خودت بذاری
مثلا نوع پوشش، نحوه صحبت کردن، اجتناب از صمیمیت بی‌جا، محدود کردن روابط به موضوعات کاری

اگه حس قلبیت و خوابی که دیدی یا نشانه‌هایی که از درونت می‌گیری همش می‌گه الان وقتش نیست این رو هم جدی بگیر
گاهی دل آدم از چیزی خبر داره که عقل هنوز درک نکرده اما در عین حال باید بررسی کنی که این حس از روی ترس و اضطرابه یا نه
می‌تونی از نماز و استخاره یا مشورت با یک فرد باتقوا هم کمک بگیری

از طرفی هم کمک به پدرت و سبک‌تر کردن بار زندگی می‌تونه یه انگیزه قوی باشه مخصوصاً اگر کار مناسبی پیدا کنی شاید هم بشه دنبال کاری گشت که در محیط زنانه باشه (مثلاً آموزشگاه، مهد، شرکت‌های خانگی یا فضای مجازی) یا به صورت دورکاری از خونه انجام بشه

پس دنبال کاری بگرد که محیطش زنانه‌تر یا با فرهنگ‌تری باشه
اگر برات مقدوره از کارهای پاره‌وقت یا پروژه‌ای از خونه شروع کن
با دعا و توسل یا استخاره راهت رو روشن‌تر کن
با کسی مثل مادرت یا یه مشاور مذهبی با تجربه هم صحبت کن

در نهایت تو باید کاری کنی که هم از نظر وجدانی و هم دینی راحت باشی چون وقتی آرامش درونی نداشته باشی کار بیرون نه تنها کمکی نمی‌کنه بلکه روحتو خسته‌تر هم می‌کنه

سرو

06 تیر 1404 ساعت 15:25

سلام دوستان. 

یک نکته ای به ذهنم رسید می خواستم مطرح کنم. 

این که عجله ی ما برای اعلام پاکی یا شکست در این سایت، باعث نشه که سهم تفکر و تامل و خویشتن داری رو در ترک گناه فراموش کنیم. و کم کم ترک و شکست، برای ما تبدیل به یه بازی نشه بلکه براش دلیل درونی داشته باشیم. 

خودم هم می خوام از این به بعد رعایت کنم.

 

منتظر

12 تیر 1404 ساعت 19:54

سلام

دقیقا ، نکته‌ی خیلی مهمی بود دمت گرم❤️

بدبخت خدا زده

20 خرداد 1404 ساعت 15:14

دوستان بیاید بگید انگیزه تون از ترک چیه؟ من... خب میخوام تشکیل خانواده بدم و واقعا ذوق دارم برای بچه داری و این چیزا 😍البته میدونم که سخته ولی رشته ی دانشگاهمو هم متناسب با هدفم انتخاب کردم که بتونم بچه های بهتری تربیت کنم. جدا از این، دوست دارم خودم و خانوادم سهم خیلی بزرگی در ظهور امام زمان (عج) داشته باشیم و طوری نباشم که بعد از ظهور شرمنده ی ایشون باشم.

علاوه بر اینا، متاسفانه این گناه طوریه که تمام انرژی و انگیزه و تقریبا همه ی زندگیتو برای یه مدت مختل می کنه و اگه روزی که امام زمان (عج) ظهور می کنه به این گناه مبتلا باشم، قطعا نمیتونم برم برای یاری حضرت (عج) و میشم مثل کسانی که نرفتند امامان قبلی رو یاری کنند. 

بنابراین باید تلاش کنم برای حفظ خودم از این گناه🩵✨

سرو

19 خرداد 1404 ساعت 20:38

لطفا برام دعا کنید همسر همراهی در آینده داشته باشم و بتونیم با هم از محیط این خانواده خودمونو دور نگه داریم و بچه هامونو سالم بار بیاریم. 

سرو

19 خرداد 1404 ساعت 20:36

میخوام بگم کمترین آسیب ارتباطش با بچه ها اینه که با این مسائل آشناشون میکنه. من که نمیخوام حتی چشم ناپاک و مریضش به بچه هام بیفته. 

شنتیا

20 خرداد 1404 ساعت 23:59

سلام

خداقوت و با احترام به همکار گرامی

در طی و تایید توصیه های همکار محترممون عرض کنم که؛ توکل تون به خدا باشه و اینو بدونین وقتی خودتون رو از نظر خودسازی، تبدیل به فردی کرده باشین که از این ناهنجاری ها دور شده، قطعا محیط امنی رو میتونین برای فرزندان تون هم فراهم کنین.

 

ارتباط نداشتن تون و حفظ فاصله با همچین شخصی هم در طی ساختن اون محیط برای خودتون هم کمک کننده ست.

توصیه هایی که شخصا دارم، البته علاوه بر مراجعه به روانشناس .. 

برنامه جایگزین سازی

پرکردن اوقات فراغت با:

  - ورزش‌های گروهی (والیبال، بسکتبال)

  - کلاس‌های مهارت‌محور (نجاری، خیاطی)

  - فعالیت‌های داوطلبانه اجتماعی به طوری که از اون اتمسفر، ذهنتون جدا شده باشه.

 

براتون آرزوی موفقیت دارم.

یاعلی🌱👌✍️

سرو

19 خرداد 1404 ساعت 20:35

اون اینقدر مریضه که نمی تونم بگم چه جوری اذیتم میکرد. قابل بیان ترینش اینه که میگفت بیا یه چیز جالب تو اینترنت دیدم. بعد که میرفتم فیلم پ.ورن ****** رو نشونم میداد. واقعا کفرم در میاد مامانم در جواب نگرانی من میگه ******** کاش یه ویروس بود اینجور آدما فقط گرفتار میشدن و دسته جمعی می مردن. 

سرو

19 خرداد 1404 ساعت 20:33

ممنون از دوستان بابت همفکری و راهنمایی هاشون.

 

یه سوال‌. 

 

من دو تا برادر دارم. ********. الان هم چند ساله که ازدواج کرده اما یک سالیه همسرش مهاجرت کرده و باز با من یه جوری شده ( ********* ) ولی به خانواده که تعریف می کنم، **********. در هر حال این هم میخواد تابستون بره یه کشور دیگه ایشاللللا و ایشالا بمیره و دیگه برنگرده. حالا من جدا از اینکه نگران خودمم که بخواد بلایی سرم بیاره، نگران اینم که در آینده وقتی بچه دار شدم، چه دختر چه پسر، نمیخوام بذارم با اون حتی یه گردش برن یا برن خونه اش یا تنها باشن یا معاشرت کنن. ولی تو این جو خانوادگی که اهمیتی به مرض اون نمیدن، کسی حمایتم میکنه؟ خانواده که قطعا نه. به نظرتون وقتی ازدواج کردم به همسرم بگم و ازش حمایت بخوام و با هم دیگه مانع ارتباطش با بچه هامون بشیم؟ اگه خود بچه ها معترض شدن و گفتن ما سختگیریم چی؟ استرس دارم. 

 

 

آسمانی باش

19 خرداد 1404 ساعت 21:58

سلام

اول اینکه:حتماً لازم هست وقتی وارد یک زندگی مشترک شدی همسرت رو در جریان نگرانی‌هات بذاری اما بهتره بدون قضاوت احساسی خیلی منطقی و مستند براش توضیح بدی که چرا احساس خطر می‌کنی و چه تجربه‌هایی داشتی هدف از این حرف‌زدن ایجاد ترس یا دشمنی نیست بلکه پیشگیری از شرایطیه که ممکنه به بچه‌هات آسیب بزنه

 

و دوم:اگر همسرت نگرانیه رو بفهمه احتمالاً حمایتت می‌کنه و با هم می‌تونید تصمیم بگیرید که بچه‌ها چه نوع رابطه‌ای با اون فرد داشته باشن در آینده اگر بچه‌ها معترض شدن می‌تونی بدون دروغ با احترام و در حد سن و درکشون براشون توضیح بدین که چرا این تصمیم گرفته شده پیشگیری همیشه بهتر از پشیمانیه حتی اگر در ظاهر سختگیری به‌نظر بیاد

 

«این به شخصه پیشنهاد شخصی منه»

و اینکه پیشنهاد میکنم اگه امکانش هست از مشاور و روانشناس مشورت بگیرین

 

سرو

09 خرداد 1404 ساعت 11:27

من ازتون خواسته بودم اون پاراگرافی که توش اعتراف به گناه کرده بودمو پاک کنین :) 

منتظر

13 خرداد 1404 ساعت 17:48

دوستان کامل نخونده بودن پیامتو عزیزم شرمنده❤️

بدبخت خدا زده

09 خرداد 1404 ساعت 07:32

سلام به سرو جان

عزیزم از حرفایی که زدی معلومه فکرت خیلی درگیر میشه، شیطان روی اینکه افکار منفی بهت وارد کنه خیلی حساب کرده! ببین معلومه که خدا تو رو یا هر کس دیگه ای که گناه بکنه و عمیقا پشیمون باشه رو می بخشه! شیطان داره ناامیدت می کنه از رحمت خدا، باید هر چه زودتر یه توبه ی درست و  حسابی بکنی و اونو ناامید کنی از اینکه اینقدر وسوسه ات می کنه. دیگه هم نرو سمت یه همچین چیزایی ولی بدون که همه ی پل های پشت سرتو خراب نکردی هنوز. میتونی کارایی که تا حالا کردی رو با حیا و عفتت از این به بعد جبران کنی.

به مادربزرگتم بگو کسی میاد باهام ازدواج می کنه که عاشق همین قیافمه، حالا ببین کی گفتم😁

ان شاء الله همینطورم میشه🥲

بعدشم با این افکارت مبارزه نکن، فقط نادیدشون بگیر. تو قدرت اینو داری که وقتی یه فکری بهت القا میشه زود تمرکزتو روی یه چیز دیگه بذاری، مثل وقتایی که یه آهنگ تو ذهن آدم پخش میشه و اگه چند تا آهنگ دیگه رو با خودت بخونی، کم کم اون محو میشه

سرو

08 خرداد 1404 ساعت 00:28

سلام مجدد

ممنون از دوست عزیزم که واکنش نشون دادن

و از بانو منتظر.

من وقتی خرابکاری می بینم خیلی داغ می کنم. در حالی که به قول شما گاهی بی توجهی بهترین کاره. 

دوستان دو تا مسئله دارم یکی به خ.ا ربط داره و دیگری نه. 

اول اون که ربط داره رو میگم. خیلی ناراحت کننده است و اظهار گناه هم درست نیست اما کمک روحی نیاز دارم. لطفا اگر خواستید پاسخ بدید خودتون اعتراف رو سانسور کنید :( ********************

************،

مورد دومی که می خواستم بگم و به خ.ا مربوط نیست، یه مشکل توی خانواده است. من یه مادربزرگ مادری دارم که احساس می کنم به من حسادت می کنه. و همینطور یه خاله. دو باری که خواستگار داشتم، این دو نفر خیلی به من زخم زبون زدن. سر اولی گفتن چون بدون چادر چاقتر نشون میدی، اونا جا خوردن و خواستگاری رو به هم زدن. یا موهات کوتاه بوده خوب نبوده. یا لباس بدی روز خواستگاری پوشیدی. میگفت من تا حالا عروس چاق ندیدم. اون یکی خاله ات قد بلند و خوشگل بود خیلی خواستگار داشت. و... و خیلی حرفای دیگه. سر خواستگار بعد هم مادربزرگم گفت حواست باشه این یکی خواستگارا هم تو رو با چادر دیدنا! و میدونن درس نمی خونی؟ ( من فوق دیپلم دارم و ادامه تحصیل ندادم. ) منم دیگه خواستگار دومی رو ندیده رد کردم. از اون طرف مادربزرگم میگه ایشالا مراسم تو بشه برات هدیه بگیرم. ( یه خواستگار برام اومد داشت آتیش می گرفت، حالا ازدواج کنم میخواد باهام چیکار کنه! ) عکس نوجوونیمو نشونم میده میگه ببین چقدر خوشگل بودی موهات بلند بود و لاغر بودی، مثل اون موقع شو! ( اون موقع هم میگفتن چاقم. یه مدت سو تغذیه داشتم مثل استخون شده بودم و بدحال؛ میگفت وای چقدر خوب شدی! دوست داشت زشت باشم به نظرم. ) این در حالیه که غریبه و آشنا همین حالا میگن من خیلی قشنگم و حتی فامیلا برای هم تعریف می کنن که دختر فلانی خیلی قشنگه. البته من دنبال تعریف و تمجید نیستم، ولی از حسادت هم میترسم! در حالت عادی قربون صدقه میره و فدات بشم و توی دعاهام اول از همه تو رو دعا می کنم و... ولی تو موقعیتی مثل خواستگاری، انگار منفجر میشه. وقتی میخواد از لباسم یا ظاهرم تعریف کنه، حس می کنم نفسش به زور بالا میاد و رنگ به رنگ میشه. چند وقت پیش میگفت تو باید اول از نظر روانی درمان شی بعد ازدواج کنی. چرا؟ چون به خاطر حرفایی که بعد از خواستگاری بهم زده بود، چند ماه حالم بد بود. 

من وقتی خونه این مادربزرگ میرم خیلی حالم بد میشه. تصمیم گرفتم دیگه نرم. و اگر هم ازدواج کردم این دو نفر رو مراسم دعوت نکنم. روز و شب این جملاتشون و کلمه ی حسادت جلوی چشممه. برام خیلی موقعیت سنگینیه و نمیدونم چجوری باید مدیریتش کنم. اکثرا تو این فکرم و گرمم میشه و قلبم تند میزنه. با آدم حسود اونم تو فامیل نزدیک باید چطور برخورد کرد؟ 

ببخشید خیلی خاله زنکی شد. ولی گیر کردم. هر چقدرم به مامانم میگم و باهاش درددل می کنم، انگار نمیشنوه. دلم میخواد یه بار بگه آره مادربزرگه خیلی حسوده که اینارو گفته. و من فکر نکنم بدبینم. ولی حتی حرفای مادرشو تایید هم کرده. احساس خطر می کنم. آدم حسود از ناراحتی و شکست و حتی مرگ آدم خوشحال میشه. انگار چند تا گرگ گرسنه اطرافم باشن، همون حسو دارم. 

همین ایشون یه زمانی که ساده بودم و باهاش درددل میکردم فکر میکردم مادربزرگه و دلسوز، بهش گفتم من میخوام با آدمی ازدواج کنم که اهل اینستاگردی و... نباشه. برگشت گفت پس طرف باید خیلی چشم و گوش بسته باشه! 

بعد همه این زن رو به نماز اول وقت و مثلا تقوای پلاستیکیش میشناسن. والا منم تا وقتی اولین خواستگارم نیومده بود، باطن ایشونو نمیشناختم. 

دو سال مداومه که این جملاتش هر روز ( هر ساعت و شاید ساعتی چندین بار ) تو سرم پخش میشه. انگار شیطان تو گوشم زمزمه کرده باشه. زخم زبون انقدر کاری و عمیق تا حالا تجربه نکرده بودم. 

:(

 

 

+++++ اگه به این قسمت دوم جواب ندین ناراحت نمیشم چون مربوط به موضوع سایت نیست و حق دارین. 

دعام کنین لطفا :) 

منتظر

13 خرداد 1404 ساعت 17:38

سلام عزیزم

اول از همه اینو بدون تو نه تنها لایق بودن در این جمع هستی بلکه باید بدونی که همین الان هم یکی از بهترین و خفن‌ترین آدمایی هستی که دارن خودشونو رشد می‌دن

قسمت اول و مسئله‌ی گناه و توبه و ...

چیزی که گفتی (ورود به چت‌روم‌ها و ....) از اون گناهانیه که خیلی از آدم‌ها متاسفانه مخصوصاً وقتی تنها مضطرب یا در فشار هستن درگیرش میشن

و تو فقط فرق داری با اون خیلیا چون نسبت به اشتباهت هشیاری و پشیمون

این خیلی ارزشمنده یادت نره

شاید فکر کنی "هیچ‌وقت دیگه اون دختر پاک سابق نیستم" ولی قرآن یه جمله‌ی عجیب داره:

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا، فَأُوْلَـٰئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ (سوره فرقان، آیه ۷۰)

"کسانی که توبه کنند و ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند بدی‌هایشان را به خوبی تبدیل می‌کند"

یعنی خدا فقط پاک نمی‌کنه بلکه عوض می‌کنه

تو می‌تونی گذشته‌ای داشته باشی که تا سال‌ها باعث خیروبرکت بشه فقط با همین آگاهی و مسیر تاز

یادت نره احساس گناه خوبه ولی وسواس گناه نه

تو گفتی که هر چقدر رد مظالم بدی باز آروم نمی‌شی و وسواس داری، بدون که اگر حق‌الناس مالی نبوده فقط پیام‌های خصوصی بوده و عکس‌هایی بدون چهره و مشخصات شخصی و اگر با نیت قطع رابطه و پایان دادن باشه لازم نیست حلالیت بگیری یا تماس دوباره بگیری که البته بدتر هم هست

یعنی سعی برای حلالیت اگر باعث فساد و تکرار گناه بشه واجب نیست بلکه جایز هم نیست

رد مظالم در حد یک مبلغی به نیت جبران کافیه

مثلاً اگر بخوای دلت آروم بشه می‌تونی با نیت اون اشخاص مبلغی صدقه بدی

خیلی کم (مثلاً چند هزار تومن در روز) ولی وقتی با نیت صاف بدی ازت پذیرفته می‌شه 

این جمله‌ات خیلی درد داره به نظرم

"من از گناهکار بودن متنفرم ولی از توبه‌کار بودن هم بدم میاد"

ببین عزیزم توبه‌کار بودن یعنی انسان بودن یعنی "من سقوط کردم اما بلند شدم" 

خدا این بندگانش رو بیشتر دوست داره همونایی که می‌گن "من افتادم ولی خاکی نشدم"

تو با یک "توکل واقعی" و مراقبت می‌تونی از همین امروز به بعد یکی از آدمای پاک‌دل و نجات‌دهنده‌ی دیگران هم بشی

قسمت دوم: مادربزرگ و خاله‌ی حسود

حق داری حالت بد باشه

تحقیر و مقایسه و زخم‌زبان و ... همه‌ی اینا مسمومه ، اینا باعث می‌شن انسان تصویر خودش رو از بین ببره

کاری که مادربزرگ و خاله‌ات کردن نه خیرخواهی بوده نه دلسوزی درسته

با آدم حسود باید فاصله‌ی احساسی گرفت نه لزوما فیزیکی

اگه بری خونه‌شون اما حرفی نزنی و خودتو درگیر واکنش‌هاش نکنی اون‌قدری آسیب نمی‌بینی

هروقت قراره ببینی‌شون قبلش توی ذهنت یه "دیوار شیشه‌ای" بکش و به خودت تفهیم کن ماجرا از چه قراره و نباید توجه کنی

اجازه نده حرفاشون تبدیل به "صدای درونی" تو بشه

الان گفتی که "دو ساله هر ساعت اون جملات توی ذهنمه"

اینا دیگه حرفای اونها نیس الان تبدیل شده به شیطان درون تو

باید هر بار اومد تو ذهنت بگی:

"این صدای من نیست"

تو باید مدیریت ذهن و افکارت رو دست بگیری و اجازه ندی یه سری حرفای بی‌اساس تو رو از پا دربیاره

بدبخت خدا زده

07 خرداد 1404 ساعت 08:23

الان که رفتم باز تحقیق کردم در مورد این نوفپ، آره همش مادی گرایی بود. بچه ها این روش به دردمون نمیخوره چون ما مثل غربیا ماده پرست نیستیم و دیدیم که روش اونا هم جواب نمیده

همیشه معنویت قوی تر از مادیت بوده و هست و خواهد بود

قانون جذب! روانشناسای زرد این قانونا رو از خودشون در میارن

شاید تا یه مدتی جواب بده ولی انگیزه ی پول و ثروت یا هر چیز مادی دیگه ای، موندگاری نداره

تهش به افسردگی میرسه، چجوری هم تبلیغشو کرده بودن! 😐

فلانی چند وقتیه به خ. ا مبتلا شده حالا که گذاشته کنار چمیدونم چقدر تاثیر داشته و هر چی پول تو دنیا بوده ریخته سرش و پسرای خوشگل دورشو گرفتن و اگه پسر بوده دخترای خوشگل بهش جذب شدن و از این چرت و پرتا😐😂

آره منم میگم توی ثروت آدم هم تاثیر میذاره ترک کردن ولی به خاطر قانون جذب و هر کوفت دیگه ای نیست! به خاطر اینه که وقتی گناه می کنیم رزقمون به خاطر گناه کم میشه

پایان بحث در مورد نوفپ رو اعلام می کنم 😵‍💫😒

منتظر

07 خرداد 1404 ساعت 16:15

سلام

فقط میتونم بگم خیلی فکرتو درگیر نکن

گاهی باید ندید و نشنید😉

نوفمپ هم جزو همین کاراست که باید بیخیال جستجو در موردش شد

کاری به نیت اون تیمی که این کمپین و ایده رو شروع کردن ندارم ولی این طرحی که در ایران دارن بهمون تجویز میکنن چندان پسندیده نیست

 

بدبخت خدا زده

07 خرداد 1404 ساعت 08:05

سلام 

سرو جان دقیقا باهات موافقم 👌

بعد اصلا معلوم نیست این نوفپ چی هست، من یه خورده کنجکاو شدم در موردش بعد دیدم نوشته اگه میخواید پولدار بشید خ. ا جلوشو می گیره و... همششش حرف پول بود تا اونجایی که من دیدم

ادمین جون اگه چیز بیشتری میدونی در این مورد بگو ما هم بدونیم

بعد اصلا میخواستم ببینم چیه این نوفپ، دیدم باید پول بدم که بقیشو ببینم😐

تو فکرشو بکن، خب اگه دلشون سوخته برامون که رایگان می گذاشتند همه استفاده کنن! 

کلا شگردشون همینه، از این ور مبتلا کن پول بگیر، از اون ور باز اگه کسی خواست ترک کنه پول بگیر.

این علی ضیا هم که مشخصه پول می گیره این کارا رو می کنه 

سرو

06 خرداد 1404 ساعت 18:47

سلام دوستان 

 

خوبین؟ 

 

دیدین جدیداً یه جریان به اسم "نوفپ" داره میگه علیه خ.ا کار می کنه؟ من حس خوبی بهش ندارم. الان یکی از کانالای پراکسی تلگرام هم به عنوان تبلیغات نمایشش میده. جالبه که کانال هایی که تبلیغ می کنه اکثراً محتوای اروتیک و فاحش دارن! حالا یهو دلسوز این مسئله شده و نوفپ رو تبلیغ میکنه! 

 

از اون طرف علی ضیا تو برنامه اش چند وقت پیش یه پسر یوتیوبرو اورده بود که در مورد ترک خ.ا حرف می زد. اینم موندم که علی ضیا که تو برنامه اش یه مهمونی رو اورده بود و داشتن برای همجنسگرایی دلسوزی و تبلیغ می کردن، حالا چی شده با خ.ا مشکل دارن! 

 

خلاصه اومدم درددل کنم و افکارمو باهاتون در میون بذارم. 

 

این جوامع غربی که نوفپ رو راه اندازی کردن چرا نمیان علیه مافیای محتوای مستهجن که غرب می گردوندش اعتراض کنن و کمپین راه بندازن؟! همین مونده اونا به ما یاد بدن چطور این معضل رو کنترل کنیم. 

 

البته ایرانی ها هم سایت های مستهجن دارن که جالبه پیگیری و بسته نمیشن!

 

کلا ادعای دلسوزی زیاده. 

منتظر

07 خرداد 1404 ساعت 15:45

سلام عزیزم

خودتو درگیر این چیزا نکن

ما می‌دونیم که هیچ راه نجاتی نیس مگه اینکه خدا درش حضور داشته باشه

هیچ راهی به نور ختم نمیشه مگه اینکه خدا هدفش باشه

وقتی میدونیم چی درسته پس نزاریم که کلاه سرمون بره😉

برنامه‌های آدمای مجهول الحال هم خیلی پیگیری نکن😅 که واقعا مهمه که چه خوراکی به ذهنمون میدیم

ذهن تو چشم تو باارزش‌تر از اونه که تماشاگر آدمایی باشه تکلیفشون با خودشونم مشخص نیس

باور دارم همچین جریان‌هایی دلسوز ما نیستن

بدبخت خدا زده

03 خرداد 1404 ساعت 05:54

خداااای من! رفتم اون باشگاه های دیگه رو نگاه کردم حسرت، منو خورد🥲😂

گلبم اکلیلی شد و کلی دلم خواست جای اونا باشم و به این فکر کردم که گیرشون بیارین راز موفقیتشونو بپرسین ما هم بدونیم

راستی کلا پیاما رو نمیذارین یا کسی پیام نداده؟ 

میم نون

03 خرداد 1404 ساعت 06:54

به نام حضرت دوست 

قطعا شما هم به اونجا می‌رسید ، لازمه این حرکت هم توکل و امید و تلاش خودتونه 

شما چیزی از اونها کم ندارید ، قطعا یک روزی نه تنها اونجا رسیدید  بلکه خیلی بالاتر از اون هم رفتید👌

در مرود کامنت ها هم ، این بخش کم کامنت می‌زارن 

اگر چیزی باشه تایید میکنیم☘️✨

 

نبات 🌿

22 اردیبهشت 1404 ساعت 13:23

من نمیدونم جواب پیامم و کجا میدید🥹

منتظر

23 اردیبهشت 1404 ساعت 16:33

جوابت رو وقتی از سایت پیام بدی از خود سایت میگیری

پیامت بعد تایید شدن توسط ادمین‌ها ریپلی میشه و پاسخ داده میشه

نبات 🌿

22 اردیبهشت 1404 ساعت 13:20

سلام ببخشید گفته بودید در مواقع اظطراری به ربات تلگرام پیام بدیم اما من پیداش نکردم که 

منتظر

23 اردیبهشت 1404 ساعت 16:32

سلام

این ربات فعال نیست ولی یه ربات دیگه در تلگرام داریم که متاسفانه الان لینکش رو ندارم 

تو تلگرام به یکی از ادمین‌های رادیو توبه پیام بده و بخواه که لینک ربات حاج قاسم رو برات بفرستن

بدبخت خدا زده

20 اردیبهشت 1404 ساعت 22:33

امروز نزدیک بود از دم پرتگاه این گناه پرت بشم پایین و دیگه کارم تموم بشه

دعا کنید برای کسایی که بعضی وقتا باتریشون ته می کشه.

چقدر خوبه که این سایت هست و میتونیم دغدغه ی ترک گناه مون رو به اشتراک بذاریم، میدونین اگه این سایت یا مثل این سایت ها و کانال ها نبودن شاید  احساس تنهایی و بدبختی خیلی بیشتری داشتیم از اینکه شاید به طور ناخواسته به این گناه آلوده شدیم. 

ممنون از اینکه هستید و خدا خیرتون بده🩷

منتظر

21 اردیبهشت 1404 ساعت 15:48

سلام

خداروشکر که به سلامت عبور کردی

حتما یه لیست از کارایی که بهت انرژی میده انگیزه میده بنویس که وقتی باطری ته کشید ازش استفاده کنی و دوباره برگردی اوج و البته ازش استفاده کنی و نزاری اصلا باطری کم شه

لازمه که هر روز یه زمان کوتاهی رو به تفریح اختصاص بدی

تفریح و لذت‌های خوب و مفید و تامین دوپامین مورد نیاز از راه درست بخش گمشده‌ی زندگی خیلیاست که دقیقا از همین نقطه آدما ضربه میخورن

پاکیت ابدی 

 

شل مغز😁😂

14 اردیبهشت 1404 ساعت 18:33

سلام. ببخشید که میگم ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم. من چند روزی هست که حشریم نه فکری میکنم نه هیچی ولی بازم حشریم همه کارهارو هم امتحان کردم اما فایده نداره. انقد زیاده که نمیتونم کاری انجام بدم یا حتی واسه امتحانم بخونم. خودمو سرگرم کردم ولی درده خیلی بد و زیر دلم و قسمت کمرم دارم و دردش واقعا غیر قابل تحمله. میشه بگید چیکار کنم؟ 

منتظر

15 اردیبهشت 1404 ساعت 22:36

 

سلام

بر اساس چیزی که گفتی این شدت زیاد تحریک جنسی همراه با درد در ناحیه زیر شکم و کمر ممکنه نشونه‌ی ترکیبی از موارد جسمی و روانی باشه

از نظر جسمی:

درد زیر شکم و کمر اگه با تحریک جنسی شدید همراه باشه ممکنه مربوط به تخمدان‌ یا رحم باشه یا ممکنه همزمان علائم تخمک‌گذاری یا نزدیک شدن به پریود باشه که گاهی میل جنسی رو هم بالا می‌بره

عفونت یا التهاب در ناحیه‌ی تناسلی یا لگن هم می‌تونه باعث درد و تحریک‌پذیری بیش از حد بشه

حتماً اگر درد شدیده و ادامه‌داره یک بار معاینه توسط پزشک زنان (یا عمومی) انجام بدی تا مطمئن شی از نظر فیزیکی مشکلی مثل کیست، عفونت، یا اختلال هورمونی نداری

از نظر روانی و عصبی:

استرس اضطراب یا فشار روحی گاهی خودش رو به شکل افزایش میل جنسی یا وسواس فکری جنسی نشون می‌ده

ذهن سعی می‌کنه با پناه بردن به لذت جنسی از فشار فرار کنه.

پرکاری مغزی یا اضطراب سرکوب‌شده هم می‌تونه به صورت درد جسمی (مثل درد زیر شکم) بروز کنه

کارهایی که ممکنه کمک کنه:

ورزش روزانه‌ی منظم مثل پیاده‌روی تند کمک زیادی می‌کنه هم به تخلیه تنش فیزیکی و هم کاهش میل جنسی

حمام آب گرم به کاهش درد زیر شکم و آروم کردن بدن کمک می‌کنه و حمام آب سرد به کاهش میل جنسی

نفس عمیق یا موزیک آرامش‌بخش برای تمرکز ذهن و رهایی از فکرهای مزاحم مفیده و بهتر از اینا قرآن

پاکیت ابدی 

بدبخت خدا زده

14 اردیبهشت 1404 ساعت 18:30

به خانم سرو

عزیزم اگه اهل خوندن کتاب هستی، کتابای فرشته ها هم عاشق می شوند، آقای سلیمان می شود من بخوابم؟، تاوان عاشقی، رویای نیمه شب و کتاب نَفَس خیییییلی خوبن واقعا، وقتی میخونیشون اصلا وارد یه فضای جذاببب میشی

بقیه هم اگه دوست داشتن اینا رو بخونن✨

بعد یه چیز دیگه هم هست،برید توی سایت استاد شجاعی و ازشون مشاوره بگیرید حرفاشونم خیلی آرامش دهنده هست. 

منتظر

15 اردیبهشت 1404 ساعت 14:06

سلام

مرسیی بابت معرفی کتابای خوب👌

سرو

12 اردیبهشت 1404 ساعت 04:25

سلام :) 

خواستم بگم هم لطف و جواب دوست خوبم "منتظر" رو خوندم هم دوست عزیز "بدبخت خدا زده" ( که البته دنبال تغییر اسمشونن و به ناچار اینجوری نام بردم 😅 ) 

 

فقط هنوز نتونستم جواب کاملی براتون بنویسم. 

 

یه چیزی فقط بگم. من وقتی دبستان بودم از کتابخونه ی مدرسه یه کتاب گرفتم به اسم " مدرسه ی فرشته ها ". بعدها چند سال دنبالش بودم و پیدا نکردم تا اینکه چند وقت پیش دیدم یه سایتی چاپ اختصاصی ازش میزنه و خریدم. دیشب یه نفس خوندمش. در مورد دختر نوجوونیه که بعد از مرگ وارد مدرسه ی فرشته ها میشه و تجربیات جالبش البته کاملا فانتزیه و تخیلی. خلاصه خواستم بگم خوندن کامنتاتون و جو صمیمی و در عین حال پاکی که اینجا هست، منو یه آن یاد حال و هوای مدرسه ی فرشته ها انداخت و ماجراهای دوستانه اش! امیدوارم همه مون یه روز تو چنین مجتمع فرشتگانی واقعاً جمع بشیم و عاقبت به خیر! خدا رو چه دیدی! 

 

( معلومه خوندن یه رمان چقدر رو روحیه ام اثر مثبت گذاشته نسبت به کامنت قبل؟ 😅 البته فقط شب ها اینطوری ام و آرامش و امید دارم. آفتاب که میزنه یا موقع بیداری از خواب واقعا نگران و ناامیدم. و بدبیاری دو سالی هست شبا خوابم نمیبره و تا بالا اومدن خورشیدو می بینم و واقعا ناراحت کننده است. اون حس خستگی و خواب شبو شدیداً نیازمندم... میشه یه دعای ساده درخواست کنم؟ دعا کنین سرو شبا خوابش ببره! فکر کنم بخش قابل توجهی از مشکلاتم حل بشه با این اتفاق. انگار تو برزخ گیر کردم الان. ) 

 

خوب شد جوابی نداشتم بدم و انقدر طولانی شد :) ببخشید. 

منتظر

13 اردیبهشت 1404 ساعت 21:26

سلام 

عزیزم راحت باش نیازی نیس که جواب بدی

فقط با خودت حرف بزن و همراه و پشتیبان خودت باش😌

خیلی خوبه

کتابای خوب بهترین دوستای آدمن و به بهترین جهت میتونن آدمو هدايت کنن ، کتاب خوب تا میتونی بخون👌

موفق ببینمت